محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

55

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

موقعى كه رسول خدا ( ص ) مشغول سجده بود بچه‌دان گوسفندى را بر سر آنحضرت انداخت ! روز ديگر رسول خدا را در حال طواف يافت عمامه را به گردن حضرت انداخته و حضرت را از مسجد بيرون كشيد . « 1 » هرگاه رسول خدا را در كوچه ميديدند اطفال را تشويق ميكردند كه همراه آنحضرت آمده و به او سنگ بزنند ، ولى على ( ع ) همراه پيغمبر ( ص ) بيرون آمده و بچه‌ها را دور ميساخت . بالاخره قريش قرارداد قتل حضرت را بستند كه در حال خواب آنحضرت را بكشند ، على ( ع ) از اين واقعه مطلع شد ، و روكش سبز خود را روى خود انداخته و در شب هجرت در بستر استراحت آنحضرت خوابيد و عرضه داشت اگر من در بستر شما بخوابم شما سالم ميمانى ؟ حضرت رسول ( ص ) فرمود : بلى . على ( ع ) با كمال ميل امر پيغمبر خدا ( ص ) را امتثال نموده و عرض كرد : اگر بدن شما سالم بماند از مرگ باكى ندارم . هنگاميكه مشركين نيروى خود را بسيج داده و تصميم كشتن رسول خدا ( ص ) را گرفته بودند و دين اسلام جديد قدرتى نداشت كه از خود دفاع كند على ( ع ) و پدرش ابو طالب همدوش پيغمبر خدا ( ص ) ايستادگى كردند . براى نمونه سختيهاى مسلمين و فشار رسول خدا ( ص ) كافى است ، كه بدانيم مشركين نسبت ببلال و خباب و عمار و پدر او ياسر و مادر او سميه و ديگران چه كردند : مشركين بلال را بدست اطفال و ديوانگان خود سپرده بودند كه با ريسمان در ميان مردم مكه گردشش ميدادند و مىگفتند بگو « اللات ، العزى » ( دو بت مشركين ) تا تو را رها كنيم بلال ميگفت « احد ، احد » ( خدا يكى است ) . روى سينه ياسر و مادر عمار سنگهاى بزرگ انداخته و با نيزه به آنان حمله نموده ميگفتند بايد دست از خداپرستى و ارادت بمحمد ( ص ) برداريد آن‌قدر

--> ( 1 ) عقبه از بنى اميه بود و در جنگ بدر اسير گرديد و بامر رسول خدا كشته شد . عقبه بدستور قتل خود اعتراض كرد . حضرت رسول ( ص ) فرمود : چون دشمنى با خدا و رسول دارى بايد كشته شوى عقبه گفت : بر من منت گذار اگر من كشته شوم بچه‌هاى كوچكم را چه كسى پرستارى كند ؟ حضرت رسول ( ص ) فرمود : آتش پرستار آنها است سپس بعلى دستور داد گردن عقبه را بزند . رسول خدا ( ص ) از اسراء بدر همين عقبه و نضر بن حارث كه نسبت بمسلمين اذيت نموده و به قرآن جسارت ميكرد كشت - مؤلف .